انتخابات و آمار

نقد و بررسی دلایل آماری ادعای تقلب در دهمین انتخابات ریاست‌جمهوری

سلام امید جان- هم نیمکتی سابق

اولاً که خوبی اخوی؟ کار و بار خوبه؟ از بچه‌ها از کی خبر داری؟

این ایمیل را در راستای مطلب وبلاگت و مطلب انتخابات برات می‌نویسم.

حیف شد که بعد از سالها حالا که فرصت حرف زدن شده باید در مورد این مقاله حرف بزنیم. حالا ایشالا یه روزی هم را ببینیم و خاطرات دیگه را مرور کنیم.

چند تا نکته:

  1. این انتخابات از دو نظر مشکوک بوده: یکی این که با حس عمومی جامعه همخوانی نداشته و دوم اینکه شواهدی از تناقضات آماری وجود داشته. از شما انتظار می‌رفت که به بررسی ریاضی اشکالات برسی. انتظار من خواننده اینست که جوابی برای میبین در مقاله ببینم ولی (شاید به خاطر ضعف کسری) این قسمت ضعیفترین قسمت است و اساساً هیچ بحث ریاضی یا آماری در آن وجود ندارد.
  2. شما از اعتبار علمی خودت استفاده کرده‌ای و خودت هم می‌دونی که این اون چیزیست که با نوشتن این مقاله گفته می‌شود که "یکی از بچه‌های ریاضی یه مقاله‌ای نوشته که توی اون استدلالهای تقلب را زیر سؤال برده" در حالی که این درست نیست و اثباتی ریاضی یا آماری داده نشده. آن چیزی که مهم است اینست که آیا روشی که میبین استفاده می‌کند اشکالی ریاضی و آماری دارد یا نه. شما با نوشتن ٤٣ صفحه که ١ صفحه آن به بررسی این مسأله می‌رسد از اصل مسأله فرار کرده‌ای و آن را در بین حجم زیاد مطلب مخفی کرده‌ای (کاری که در گزارش ٣٠٠ صفحه‌ای تقلب هم طرف مقابل انجام داد مثلاً با مغلطه در مورد قضیه رگرسیون). انتظار از یک ریاضیدان این بود که درباره مهمترین شاهد آماری وقوع تقلب (میبین) بحث ریاضی شود نه اینکه از هر دری سخنی و...
  3. توجه داشته باش که انتخابات به این دلیل با اشکال روبروست که با حس عمومی جامعه هم‌خوانی نداشته. شواهدی هم مبنی بر تناقضات آماری وجود دارد ولی هم من و هم شما می‌دانیم که در علم نمی‌شود چیزی را اثبات کرد. صرفاً یک سری شواهد است. اصل قضیه این است که وزارت کشور قادر است با روشهای ساده‌ای اعتماد را جلب کند. این که وزارت کشور حاضر نیست اعتبار و روایی انتخابات را با روشی که مرضی الطرفین باشد بررسی کند از جانب من و بسیاری دیگر به خاطر این فرض شده که "خودشون می‌دونن چه افتضاحیه اون تو"!
  4. اینکه وزارت کشور روش اقناعی را بر نمی‌گزیند و از آن طرف صدا و سیما با تبلیغ سعی می‌کند نشان دهد که کسانی که درخواست شفاف‌سازی دارند یک برنامه از قبل تعیین‌شده داشته‌اند یا نیروی انتظامی سعی می‌کند با فشار آن را منحرف کند یا قوه قضاییه با ارعاب افراد را از صرافت دنبال کردن بیندازد همه غلط است. کار شما هم که با نوشتن مطلبی سعی داری وانمود کنی که آن گروه درخواست نابجایی دارند اشتباه است. این قفل کلیدی دارد و کلید آن هم دست وزارت کشور است و توجیه عملکرد آنها با هر روشی غلط است چه با ضرب باتوم باشد و چه گرفتن انتگرال. مسأله تقلب چیزی نیست که به خاطر انحراف داده‌ها از فلان مدل رخ داده باشد بلکه مسأله‌ایست که ناخودآگاه در ذهن بسیاری در صبح ٢٣  خرداد شکل گرفته بود که یه چیزی غلطه. وزارت کشور باید شفاف‌سازی کنه و عمل صدا و سیما برای قانع کردن با روشهای دیگر عمل غلطی است و دست به قلم بردن شما برای اینکه استدلالهایی که صرفاً با توجه به عدم دسترسی به داده‌ها شکل گرفته بوده را نقد کردن هم اشتباه است.
  5. نکته آخر هم اینکه در این ماجرا حکومت خشونت بیجایی به خرج داد و خون افرادی را بر زمین ریخت. حکومت روش درستی برای اقناع انتخاب نکرده و دستش به خون هم آغشته شده. مقاله شما توجیهی به دست حکومت می‌دهد که "دیدید اثبات ریاضی هم نداشت". امید جان داده‌ای وجود ندارد و بر اساس داده موجود هم شک وجود دارد (میبین) بنابراین سعی کن طرفی بایستی که اگر فردا داده‌ای اعلام شد و معلوم شد خونی به ناحق ریخته شده شما در مباح اعلام کردن اون خون نقشی نداشته باشی.

ما به عنوان محقق یا عالم یا هر چیزی به جز انتگرال گرفتن (برای من ثبت گرفتن از فعالیت مغز) مسئولیت داریم در قبال جامعه. من نوروساینتیست نباید بگم "آره من رفتم الکترود کردم توی مغز و روح اونجا نبود" - شمای ریاضی کار هم نباید بیای بگی "تقلب نشده چون بر اساس داده‌های موجود نمی‌شه تقلب را نشون داد". یا حرفی بزنی که بر اساس اون این برداشت بشه. ما می‌دونیم که اشکال این استدلال چیه ولی همه شاید نفهمند. اینجاست که باید حواسمون به خودمون باشه. مسئولانه حرف بزنیم مخصوصاً در این مورد که به خاطرش زندگی‌هایی خراب شده. فقط اون کسی که بمب را انداخت در هیروشیما مقصر نیست. اونی که انتگرال قضیه را هم می‌گرفت مقصره. فکر کنم متأسفانه یکی از تصمیمهای اشتباه زندگیت را گرفته‌ای فارغ از این که بعد از مشخص شدن داده‌های بیشتر معلوم شود تقلب شده یا نه.

موفق باشی و همیشه دوستت داشتم.

بهراد

 

بهراد جان، سلام.

ممنونم که برای خواندن مقاله‌ام وقت گذاشتی و بیش از آن ممنونم که برایم نامه نوشتی. من هم امیدوارم هم‌دیگر را از نزدیک ببینیم و در مورد دیدگاه‌هایمان با هم صحبت کنیم.

گفته‌ای که نتیجۀ انتخابات با حس عمومی جامعه هم‌خوانی نداشته است. این ادعا مشابه همانی است که آقای موسوی در بیانیه‌اش گفت «مردمی که در صف‌های طولانی اخذ رأی شاهد ترکیب آراء بودند و خود می‌دانند که به چه کسی رأی داده‌اند، با حیرت تمام به شعبده‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می‌کنند.»

من کمی در علم آمار مطالعه دارم و به همین دلیل این عبارت به‌شدت توجه من را جلب کرد و آن را شاهدی بر این دانستم که دست آقای موسوی از دلیل خالی است. به همین جهت همان روزها با کمک چند نفر از رفقای هم‌دانش‌گاهی‌ام مقاله‌ای در این مورد نوشتم و برای دوستانم فرستادم که احتمالاً آن را نخوانده‌ای. مقاله در چند سایت و نشریۀ منتشر شد. عنوانش این بود: «یک بحث آماری: مهندس موسوی چه‌گونه متوجه وجود تقلب شد؟ آیا واقعاً موج سبز ایران را فراگرفته بود؟»

پیش‌نهاد می‌کنم نگاهی به آن بیندازی.

شما چه‌گونه به حس عمومی جامعه پی بردی؟ آیا یک نظرسنجی معتبر مبنای این آگاهی است؟ کم و بیش اطمینان دارم که جواب شما منفی است.

من از آقای موسوی انتظار ندارم ولی از شمایی که می‌دانم فردی علمی هستی انتظار دارم که در مورد این موضوع عمیقاً فکر کنی. این را می‌دانی که عقاید کسانی که به هم نزدیک هستند از لحاظ آماری به هم شبیه است. در مورد مسألۀ انتخابات شما حداکثر می‌توانی بگویی اطرافیانت اکثراً طرف‌دار آقای موسوی بوده‌اند ولی از این مشاهده اصلاً نمی‌توان به نتیجه‌ای در مورد نظر عمومی مردم رسید. اشتباه نکن، منظور من این نیست که چون احکام علمی، در این‌جا علم آمار، قطعی نیست، این مشاهدات ما را به نتیجه نمی‌رساند. اگر به جای یک مشاهدۀ منطقه‌ای نظر هزار نفر را که به‌طور «کاملاً تصادفی» انتخاب شده‌اند بفهمیم نتیجه را می‌توان با خطایی چند درصدی به کل جامعه توسعه داد ولی یک نظرسنجی منطقه‌ای به دلیل اریب (bias) بودن کم و بیش بی‌ارزش است. در قسمتی از مقالۀ اخیرم تحت عنوان «یک تجربۀ تاریخی:...» به این موضوع نیز اشاره کرده‌ام.

پس شما بدون استفاده از نتایج انتخابات و یا یک نظرسنجی معتبر در مورد نظر جامعه نمی‌توانی اظهار نظری قابل دفاع داشته باشی. همین موضوع در مورد مردم دیگر نیز درست است. پس ادعای شما در دو مورد بی‌دلیل است:

  • بالا بودن درصد کسانی که طرف‌دار آقای موسوی بودند.
  • بالا بودن درصد کسانی که حس می‌کردند نتایج انتخابات با واقعیت نمی‌خواند.

برای این‌که نشان دهم ادعای شما نه تنها بی‌دلیل که نادرست هم هست طبیعتاً نمی‌توانم به نتایج انتخابات استناد کنم زیرا شما ظاهراً هنوز نسبت به آن شک دارید. تنها استدلالی که اکنون دارم نظرسنجی‌ای است که سایت تابناک، نزدیک به آقای محسن رضایی، مدتی بعد از انتخابات از یک مؤسسۀ آمریکایی نقل کرد: «نتایج جالب نظرسنجی یک مؤسسه آمریکایی درباره اوضاع ایران»

همۀ سؤال‌ها را ببین. به عنوان مثال توجه کن که طبق این نظرسنجی در پاسخ به پرسش ٢١ یعنی، «به نظر شما این انتخابات تا چه میزان آزاد و عادلانه بود؟»، ٦٦ درصد گفته‌اند «کاملاً آزاد و عادلانه» و ١٧ درصد گفته‌اند «تا حدی آزاد و عادلانه». یعنی ٨٣  درصد انتخابات را دست‌کم تا حدی آزاد و عادلانه می‌دانند. می‌توان نتیجه گرفت که از کسانی که رأی داده‌اند تنها ٢ درصد نظری منفی نسبت به انتخابات دارند. این با حس شما سازگار است؟! پاسخ پرسش‌های دیگر هم احتمالاً برای شما باورکردنی نیست.

گفته‌ای که من از پاسخ دادن به قسمت‌های ریاضی، به‌خصوص مقاله میبین، فرار کرده‌ام. اشتباه می‌کنی. من البته به قسمت‌های ریاضی مقالۀ میبین پاسخ نداده‌ام بلکه نشان داده‌ام که از مقالۀ میبین سوء استفاده شده است. میبین خود اعتراف کرده است که با توجه به تجربۀ انتخابات آمریکا اثبات شده است که لزومی ندارد در یک انتخابات سالم داده‌ها از توزیع بنفورد پی‌روی کنند و خود تأکید کرده که «یک دست‌آورد قابل‌ملاحظه باید موجب به ثمر رسیدن تحقیقات با استفاده از اسناد اداری، گواهی شواهد و دیگر حقایق شود تا تعیین کند چه اتفاقی افتاده است.»

شاید تصور می‌کنی که من باید اثبات می‌کردم که داده‌های انتخابات از توزیع بنفورد پی‌روی نمی‌کند و این کار را نکرده‌ام. ولی واقعیت این است که اثبات همان است که میبین گفته؛ اگر بخواهیم نشان دهیم که مثلاً داده‌های بازارهای مالی گوسی نیستند چه باید کرد؟ با هر آماردانی در این مورد مشورت کن و بپرس آیا کافی نیست که هیستوگرام داده‌ها را با تابع چگالی نرمال مقایسه کنیم و نشان دهیم که اختلاف قابل‌ملاحظه دارند؟ جواب این است که بله، همین کافی است.

گفته‌ای:

«وزارت کشور قادر است با روشهای ساده‌ای اعتماد را جلب کند. این که وزارت کشور حاضر نیست اعتبار و روایی انتخابات را با روشی که مرضی الطرفین باشد بررسی کند از جانب من و بسیاری دیگر به خاطر این فرض شده که "خودشون می‌دونن چه افتضاحیه اون تو"»

عجب! پس چرا آقای موسوی به جای پیش‌نهاد کردن یک روش ساده خواستار ابطال انتخابات شد؟! البته شما هم نگفته‌ای این روش‌های ساده چیست و به چه دلیل معتقدی معترضان اعتمادشان با آن جلب می‌شود. البته توجه کن که طبق آماری که ذکر شد اختلاف جمعیت معترض با جمعیت کسانی که رأی نداده‌اند تنها ٢ درصد کل کشور است!

اگر روش‌هایی که وزارت کشور و شورای نگه‌بان طبق قانون پیش‌نهاد کردند راضی‌کننده نیست پس چه روشی راضی‌کننده است؟ آیا لازمه داوری در مورد انتخابات این نیست که سراغ اسناد و مدارک، یعنی برگه‌های رأی و فرم‌های امضاءشده، برویم؟ آیا نباید نام‌زدها مشخص کنند که به استناد کدام گزارش در کدام صندوق تقلب شده است؟

اصلاً شما از خودتان پرسیده‌اید آقای موسوی که شما به ادعاهایش اعتنا می‌کنید در بام‌داد شنبه با استناد به کدام گزارش گفت «طبق گزارش‌ها و مستندات واصله... رأی اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمت‌گزارشان بوده است.»؟ چرا ایشان حتی یک مورد، تأکید می‌کنم «یک مورد»، از این مستندات را ارائه نکرد؟!

کمی هم باید بر روی عبارت «روش مرضی‌الطرفین» بحث کرد. به نظر شما انتخابات مانند یک مسابقۀ فوتبال است و طرفین آن دو نام‌زد مقابل هم؟ اشتباه می‌کنید.

انتخابات یک مسألۀ ملی است و در داشتن یک انتخابات سالم من و شمای هیچ‌کاره هم محق هستیم. و البته هر کدام از این افراد محق با روشی خاص خود ممکن است راضی شوند و این روش‌ها گاهی در تضاد با یک‌دیگر است. به همین دلیل عقلای عالم به این نتیجه رسیدند که قانون وضع کنند و همه قانون را به نظر شخصی خود ترجیح بدهند. در شرایط رخ داده من و برخی دیگر از این مردم صاحب حق تنها در صورتی راضی می‌شدیم که طبق قانون عمل شود. این خواسته فی‌نفسه محترم و معقول است. شما که به دنبال «روش مرضی‌الطرفین» هستید آیا روشی که در ذهن دارید ما را هم راضی می‌کند؟ واضح است که منظور شما روش‌هایی از قماش همان‌هایی است که دیگر هواداران آقایان موسوی و کروبی می‌گفتند که لازمۀ همه زیر پا گذاشتن قانون بود.

فکر کرده‌اید که اگر به این خواسته‌ها عمل می‌شد و سپس گروهی از مردم به خیابان می‌ریختند و تقاضای ابطال انتخابات جدید و رجوع به قبلی و یا برگزاری یک انتخابات دیگر را می‌کردند با چه منطقی می‌شد از این زیر پا گذاشتن قانون دفاع کرد؟

من در روزهای بعد از انتخابات برنامه‌های تلویزیون را به‌دقت می‌دیدم. محتوای بسیاری از این برنامه‌ها پاسخ‌گویی مسئولین به بیانیه‌های نام‌زدهای معترض بود. دیگر این‌که همین تلویزیون از آقای موسوی دعوت کرد که ادعاهایش را از این طریق مطرح کند ولی ایشان شرط گذاشتند که در برنامه‌ای حاضرند شرکت کنند که حتی مجری هم نداشته باشد! چه کسی به دنبال اقناع کردن نبود، صدا و سیما و یا آقایانی که مردم را به خیابان دعوت می‌کردند؟

در مورد اعمال خشونت هم من هر چند از تمام وقایع مطلع نیستم و از همه برخوردها دفاع نمی‌کنم ولی مانند شما هم فکر نمی‌کنم. خشونت در برخی موارد نسبت به کسانی اعمال شد که قصد تصرف وزارت کشور را داشتند و می‌دانید اگر چنین می‌شد و قلیلی در این بین اسناد و مدارک انتخابات را از بین می‌بردند چه فاجعه‌ای در کشور رخ می‌داد؟ خشونت در برخورد با کسانی رخ داد که به سمت یک محل نظامی چیزی شبیه کوکتل‌مولوتوف پرتاب کردند و می‌خواستند آن‌جا را تصرف کنند. خشونت در برخورد با کسانی بود که به نیروهای انتظامی سنگ پرت می‌کردند و قصد کشتن و خلع سلاح آن‌ها را داشتند. می‌دانید اگر اسلحه به دست این مردم، در به‌ترین حالت خشمگین، و در مورد اندکی جنایت‌کار می‌افتاد چه می‌شد و چند نفر از همه سلیقه‌های سیاسی و فکری کشته می‌شدند؟ خشونت در مواردی رخ داد که زن و مردی که ظاهری مذهبی داشتند زیر مشت و لگد در حد مرگ کتک می‌خوردند. خشونت در مواردی انجام می‌شد که روزها دانش‌گاه و کسب و زندگی مردم تعطیل شده بود و می‌خواستند تا سرنگونی دولت قانونی این برنامه را ادامه دهند. به نظر شما در چنین مواردی خشونت بی‌دلیل بوده است؟ پس حکومت نباید از حقوق قانونی مردم جامعه دفاع کند؟

شما طوری از خون ریخته‌شده حرف می‌زنید که گویی کسانی که به دست طرف‌داران جنبش سبز، با بهانه‌های بی‌دلیل و دروغ، کشته و زخمی شدند آدم نبودند یا خون‌شان مباح بود! چه کسی پاسخ‌گوی خون ده‌ها بسیجی و اعضای نیروی انتظامی است که افرادی به بهانۀ تقلب آن‌ها زدند یا کشتند؟ آیا فقط کسانی از نظر شما اهمیت دارند که بی‌بی‌سی و وی‌اوای برایشان نوحه‌سرایی کنند؟!

من البته قتلی که در کهریزک رخ داده را محکوم می‌کنم ولی سرم را بالا می‌گیرم و افتخار می‌کنم که چند سطری در دفاع از حق و قانون و آبروی کشورم نوشتم و دست آن سرباز و پلیس و بسیجی را می‌بوسم که در دفاع از این ارزش‌ها جانشان را به خطر انداختند.

اما شما چه‌گونه از خود دفاع می‌کنید که با سکوت و یا با ترویج مطالبی که اطمینان به درستی‌اش نداشتید، و اکثراً از کانال‌هایی گرفتید که دشمنی‌شان با ملت ما برای خودتان هم روشن بود، پشتیبان این همه خسارتی که به کشور وارد شد و این آبرویی که از ملت ما در دنیا رفت، کم یا زیاد، شدید؟ منتظر کدام داده‌های بیش‌تر هستید؟!

دوست شما، امید

جمعه، ٢١ خرداد ١٣٨٩


لینک صفحه


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo