سلام،
راستش نکته خیلی زیاده و من چون نمیتونم فارسی تایپ کنم خیلی طول میکشه ولی صرفاً میخواستم 1-2 نکته رو کوتاه بگم.
1- اینکه انتظار داشته باشیم اونی که بهشون تجاوز شده، یا کسی که کشته رو ببینیم خیلی احتمالش کمه مگه اینکه واقعاً بریم دنبالش. انکار کردن بعضی حقایق ساده است ولی اثبات کردنشون سخته! (این رو توضیح میدم). خوب به شخصه کسی که یکی از بستگانش فوت کرده باشم رو دیدم. کسی رو که تا حد مرگ بیجهت زده باشن رو دیدم، و همچنین افرادی رو که 60 روز 60 روز تو انفرادی بودن. کسی که تعریف میکرد موقع حمام کردن داخل زندان مأمورین هی میآمدن داخل و میرفتن رو دیدم و... خوب لابد باید ثابت کنم که راست میگن! خیلیشون رو آنقدر میشناسم که بدونم کی دروغ میگن کی راست. به هر حال. (+ از کسی هم انتظار ندارم بیاد بهم بگه که بهش تجاوز کردن). خوب خانوادههای این آدمها رو هم که تحت چه فشاری هستن رو نیز دیدم و...
2- به نظرم انتخابات آنقدر مهم نیست (همونطور که تو قرقیزستان انقلاب مخملی ظرف 5 سال برمیگرده، اینجا هم اگه اینطوری بشه راحت برمیگرده!) به نظرم چیزهای خیلی مهمتری هست (نظر شخصی من اینه) که تو این انتخابت هم نمود داشت. مثلاً این موضوع که تقریباً سالی یک نفر سنگسار میشه یا اینکه نوجوان 12، 17 ساله رو اعدام میکنن، یا اعدام در ملاء عام. یا گرفتن فعالین خقوق بشر و غیرو! خیلی از این وکیلها و آدمهای دیگهای رو که گرفتن خیلی آدمهای سادهای هستن و خواسته خاصی رو نگفتن و...
3- انتظار ندارین که تو جامعه سر بسته که تمامی نیروی انتظامی صرف این میشه که بعضی حقایق درز نکنه بشه مدرکی رو راحت اعلام کرد! اینکه شما انتظار دارید یه سری مدرک رو بشه در حالی که هر چی خبرنگاره تو زندونن، به دفتر موسوی، کروبی حمله میکنن، یا اینکه هر کی از تو کهریزک میآد بیرون میمیره بد پزشکه مربوطه فوت میکنه و ... خوب تقریباً خیلی بعیده که بشه مدرکی آورد! راستش دیدگاه شما یه جور انکار حقیقته! شاید بد نباشه گاهی هم اونوری تحقیق کنید با خود آدمها حرف بزنید و بلایی که سر خودشون و خونوادشون اومده شاید نظرتون عوض شد.
خیلی معذرت میخوام که فارسی تایپ نکردم،
سلامت باشید،
بهزاد.
توضیح: اصل نامه با قلم انگلیسی بود. من آن را بازنویسی کردم.
بهزاد جان، سلام.
ممنونم که در وبلاگم نظر دادی و ممنونم که برایم نامه نوشتی. من نظر و نامهات را با دقت خواندم ولی نمیدانم تو هم مقالهام را خواندی یا نه.
موضوعاتی که من و تو در موردش همنظر نیستیم کم نیستند ولی آیا میتوان در مورد همه همزمان صحبت کرد؟!
مواردی که گفتهای لزوماً مورد تأیید من نیستند ولی ترجیح میدهم در اینجا در موردشان صحبت نکنم و به دلیل موضوع وبلاگم فقط در مورد انتخابات بنویسم.
در مورد انتخابات اختلاف نظر ما را میتوان به دو قسمت تقسیم کرد. اول در اینکه چه اتفاقاتی افتاده و دوم قضاوت در مورد وقایع رخداده. هر کدام از ما اطلاعات و اخبار خود را از منابعی گرفتهایم که شاید برخی برای طرف مقابل معتبر نباشد. به عقیده من شرط لازم برای بحث منطقی بین دو نفر این است که بحث بر پایه مشترکات مورد قبول انجام شود و در مورد ما این مجموعه ممکن است اندک باشد.
در مورد وقایع بعد از انتخابات من معتقدم روشن شدن حقیقت بسیار لازم است. یکی از این جهت که تفسیر وقایع با دو فرض متضاد «تقلب گسترده» و «دروغ بزرگ» یکی نیست. دیگر از این جهت که مدعیان این دو نظریه در وقایع بعدی منبع برخی از اخبار هستند. من قبول دارم که نباید انتظار داشت کسی که به او تجاوز شده این مطلب را علنی کند ولی آیا ما به چه دلیل باید بپذیریم که چنین اتفاقی رخ داده؟ تنها دلیل موجود برای من اظهارات افرادی مانند آقایان موسوی و کروبی است که اگر به دقت و صداقت آنها اطمینان داشته باشم نظراتشان میتواند دلایلی قوی باشد. به همین دلیل بررسی نظرات آنها در مسألۀ تقلب اهمیت پیدا میکند.
از اینکه بگذریم چرا برخی مانع میشوند یک موضوع هر چند در درجه اول اهمیت نباشد بهطور علمی بررسی شود؟
در مورد اینکه نباید انتظار داشت که آقایان موسوی و کروبی بتوانند برای اثبات تقلب گسترده دلیل بیاورند با تو موافق نیستم. مگر آقای موسوی نگفت با توجه به گزارشات واصله با اختلاف برنده است؟ مگر بعد از اعلام نتایج نگفت قطعاً تقلب شده؟ مگر بیش از 40 هزار نماینده در شعب نداشت؟ پس چرا در تمام بیانیهها و نامههایش حتی به نظر یک نفر از نمایندگانش که حاکی از مشاهده تقلب و یا ناسازگاری نتایج اعلامشده با آنچه او شاهدش بوده اشاره نکرد؟ همه این نمایندهها زندانی شدهاند؟ در این صورت پس چرا یک بار هم آقای موسوی به این مطلب اشاره نکرد؟
گیرم به کسانی که استناد بیانیههای این آقایان راهپیمایی کردند ظلم شده باشد. آیا این موضوع میتواند مدعیان اصلی تقلب را تبرئه کند؟ چرا مردمی را که برای گرفتن حق خود (حتی با تصوری نادرست) وارد خیابانها شدند را باید با افرادی که بیدلیل انتخابات را شعبدهبازی خواندند پشت یک میز محاکمه کرد؟ من شخصاً مردم را مقصر نمیدانم ولی هیچ دفاعی از عمل این آقایان از من ساخته نیست.
امید
چهارشنبه، 8 اردیبهشت 1389