«انتخابات، آمار و تقلب!»

در این وب‌لاگ چیزی نخواهید یافت مگر مقاله‌ای آماری در مورد انتخابات دهمین دورۀ ریاست‌جمهوری و سپس تبعات آن مقاله!

مقالۀ مذکور مفصل است و این‌جا فقط مقدمه و فهرستش را می‌بینید. اگر می‌خواهید کل آن را بخوانید از این آدرس دریافتش کنید:

برای دریافت مقاله اینجا را با موشواره بفشارید!

این نسخه در تاریخ جمعه، ٢١ خرداد ١٣٨٩ بعد از انجام ویرایش جزئی تولید شده است.

لطفاً اگر می‌خواهید این مقاله را برای دیگران بفرستید به جای اصل مقاله یا آدرس دانلود، آدرس این وب‌لاگ را ارسال کنید. اگر به نسخه‌ای از مقاله با فرمت doc نیاز دارید با من تماس بگیرید.

مقدمه

چرا این‌قدر دیر؟ واقعیت این است که نسخۀ اول این مقاله در اواسط تیر ١٣٨٨ آماده شد ولی آن را، برای یافتن نقطه‌ضعف‌هایش، تنها برای معدودی از دوستان نزدیکم فرستادم. انتقادهای سازندۀ این دوستان باعث شد تا در عمومی‌تر کردن نظراتم بیش‌تر تأمل کنم. اکنون که دیگر ماه‌ها از جریانات انتخابات دهمین دورۀ ریاست‌جمهوری گذشته است، به نظر من، مدعیان رسمی وقوع تقلب و عدم وقوع تقلب تمام دلایل مهم خود را بیان کرده‌اند و اکنون می‌توان در موردشان با دقت قابل‌قبولی قضاوت کرد. به‌علاوه هنوز در بین گروهی «تقلب گسترده در انتخابات» نظریه‌ای موجه و یا حتی «اظهر من الشمس» است. تلاش من در این مقاله این است که استدلال‌های آماری اثبات‌کنندۀ تقلب را نقد کنم. امیدوارم خوانندگان، با هر گرایش فکری و سیاسی، با برخورد علمی با این مقاله و مشابه‌های آن قدمی در راه عقلانی‌تر شدن فضای جامعه بردارند.

شاید به گمان عده‌ای این کار باید در همان روزهای بعد از انتخابات انجام می‌شد و اکنون عملی بی‌فایده است. اگر منظور از فایده آرام کردن فضای جامعه است این مقاله در آن مقطع نیز بی‌فایده بود؛ فضای آن روزها به حدی هیجانی، احساسی و غیرعقلانی بود که کم‌تر کسی گوشی برای شنیدن استدلال داشت و وجود چنین بحث‌هایی هر چند در همان مقطع هم لازم بود ولی اثر آن نمی‌توانست در کوتاه‌مدت چشم‌گیر باشد. امیدوارم اکنون فضا برای بحث منطقی آماده‌تر شده باشد.

لازم است تأکید کنم که موضوع این مقاله مربوط به تقلب در دهمین دورۀ انتخابات ریاست‌جمهوری است و در آن قضاوتی در مورد مسائل دیگر نمی‌شود. منظور از تقلب نیز دست‌کاری در رأی رأی‌دهندگان است؛ این‌که آیا رأی‌دهندگان با چه انگیزه‌ای رأی داده‌اند و آیا نام‌زدها با تبلیغات نادرست کسی را فریب داده‌اند یا خیر و مسائلی از این دست موضوع این مقاله نیست.

نکتۀ مهم دیگر این‌که برخی از کسانی که نظراتشان را در این نوشته نقد شده است برای خدمت به ایران عزیز زحمات بسیار کشیده‌اند ولی خدمات این بزرگ‌واران نباید مانع نقد علمی نظرات و موضع‌گیری‌های آنان باشد.

نظرات موافق و مخالف می‌تواند به روشن‌تر شدن حقیقت کمک کند.

فهرست

  • مقدمه
  • ساعاتی بعد از اعلام نتایج: «آمارها اثبات می‌کند که تقلبی گسترده رخ داده است!»
  • بی‌بند و باری در نقل و تأیید خبر
  • در بررسی انتخابات، شواهد آماری عموماً کمک‌کننده هستند نه اثبات‌کننده
  • واکاوی یکی از مهم‌ترین مقالاتی که در اثبات تقلب به آن استناد می‌شود
  • اثبات تقلب با استفاده از قانون بنفورد
  • کاهش آراء رضایی در مراحل اعلام نتایج
  • خطی بودن نمودار: آراء مهندسی شده است!
  • دو رقم سمت راست مشت وزارت کشور را باز کرد!
  • آراء خاموش طرف‌دار تغییر هستند
  • مقایسۀ انتخابات دورۀ نهم و دهم و بررسی گرایش مردم به اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان
  • کدهای ملی ثبت‌شده در اینترنت
  • شمارش خیابانی در راه‌پیمایی دوشنبه ٢۵ خرداد
  • دلایل آماری ذکرشده در «گزارش کمیتۀ صیانت از آراء مهندس میرحسین موسوی»
  • دلایل واقعی اعلام پیروزی و ادعای تقلب گسترده
  • یک تجربۀ تاریخی: انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده، سال ١٩٣۶ میلادی
  • مصاحبۀ حسنین هیکل با الجزیره: «شما در برابر یک نقشه قرار دارید!»
  • تشکر
  • مراجع
/ 50 نظر / 195 بازدید
نمایش نظرات قبلی
xavius

اگر اصول موضوعه ازلی برای اثبات اراجیفت میاوردی هم فیلسوفا بهت لقب خایه مال تاریخ دادن. اشتباهت اینه که ته چاه المپیادریاضی موندی و فکر میکنی قدت بلنده بیرون رو میبینی! ایران با گنده تر از امثال تو المپیاد ریاضی هم درست نمیشه وقتتو تلف کردی. هیچوقت نباید وارد سیاست میشدی رفیق چون الان مهره سوخته شدی بدون اینکه حتی شعله ای داشته باشی!!!

محسن

به عنوان یک آدم که در همون دانشگاهی که شما درس خوندید درس خونده و اتفاقا با آمار و این جور چیزا هم خیلی سرکار داره برای من تقلب واضح و استدلالات شما در رد این قضیه بسیار ضعیف هست. هرچند من و شما نمیتونیم با هم بحث کنیم و یک کامنت دو خطی هم نمیتونه مقاله به اون بزرگی رو نقد کنه. امیدوارم فقط روزی برسه که امثال من و شما بتونیم در شرایط برابر در تلویزیون مقابل هم بشینیم و صحبت کنیم تا مشخص شه کی درست میگه نه اینکه شما فارغ از هر ترسی حرفت رو هرجایی که میخوای بزنی و من بترسم از اینکه حتی یک مقاله در وبلاگ شخصی خودم با اسم و مشخصات واقعی خودم منتشر کنم.

علی

با سلام.مطلب خیلی خوب بود. و خیلی ها را به راه راست هدایت کرد

آرش

آقای نقشینه سلام همین جور ادامه بدی به جاهای خوبی می رسی امیدوارم دست کم وزیر بشی. خواستم بگم شما که این همه حرف حق به سود حکومت زدی نقدی به آماری اقتصادی دولت هم بنویس یا نگاهی هم به آمار آقای احمدی نژاد بنداز تا از نظر من ساده لوح فریب استکبار جهانی خورده بی طرفی شما اثبات شود. ضمنا در آن روز در سه ساعت تظاهرات که شاهد بودم مردم نایستادند در حال حرکت و خروج از میدان آزادی هم بودند ولی هر چه بود به نظر خودم جمعیت از دو میلیون کمتر بود. اما اگر برخی به خاطر جمعیت پی اندیشه ای را گرفته اند سخت گمراه شده اند. چه کمی و چه فراوانی جمعیت دلیل درستی اندیشه ای نمی شود. هر دیدگاه را باید از منظر خرد بررسی کرد و اگر دینی باشد چون ولایت فقیه با همان روش دینی هم بدان پرداخت. حداوند به همه ما توفیق بندگی و آزادگی دهاد. اگر می بینی ایمیلم چنین است باید تاثیر دانشگاه اوین باشد. حتما می بخشید. البته می توانید این تکه آخر را حذف کنید . دوستانه برای خودتان نوشتم که بدانید مخالفان فکری شما تا چه حد احساس امنیت دارند.

محسن

راستش همین قصد رو دارم که نقدی به این مقاله بنویسم اما خوب طول میکشه. شخصا بزرگترین ضعف این مقاله رو در این میبینم که شما سعی نکردید که درک کنید افرادی که میگن تقلب چرا میگن تقلب. جناب نقشینه کسی به خاطر اظهارات رهنورد و قانون بنفورد نمیگفت و نمیگه تقلب. در تمام مواردی که نقل کردید بخش مربوط به ۲۵ خرداد کمی واسه ما مهم بود که اونم باید بگم وقتی تمام دستگاه عریض و طویل دولت جمع میشه و ۱۰ روز واسه ۲۲ بهمن تبلیغ میکنه و در اون روز امکاناتی هم فراهم میاره و نمیتونه حتی نصف جمعیت ۲۵ خرداد رو جمع کنه (حالا شما هرجوری میخوای تراکم رو حساب کن و ضرب و تقسیم کن ) آيا این برای شما معنی دار نیست؟ برای من هست! فقط یک نکته آقای نقشینه اگر به من بگن چی باعث شد شک کنی و بری تو خیابون میگم اینکه چرا از یک سال قبل انتخابات اصرار بود که آدمهای مساله داری مثل کردان و محصولی بشن وزیر کشور؟ چرا قبل انتخابات یهو اس.ام.اس و اینترنت قطع شد و نیروی انتظامی گفت میخوام مانور اقتدار کنم و این چیزا. میدونم که الان میگید اینا استدلال نمیشه اما فقط خواستم کمی هم دلایل واقعی ظن ما روبه سیستم بدونید. نقد مقاله روهم سعی میکنم بنویسم زودتر

محسن

در ضمن یک نکته هم یادم رفت. این که شما با گفتن موقعیت و پست خودتون در ذهن خواننده ایجاد بایاس کنید کار درستی نیست. شما احتمالا من رو از روی اسمم بشناسید. من هم میتونم با زدن یک برچسب به اسم خودم در ذهن دیگران ایجاد بایاس کنم. بهتر بود مقاله رو اینجا میذاشتید بدون اینکه اولش بگید من استاد دانشگاه در رشته ریاضی هستم. مسلما نقدی بر این کار نیست و در یک فضای آزاد بسیار هم کار درستی هست اما در شرایطی که مخالفان شما نیمتونن تایتل خودشون رو بگن و با اسم و رسم کامل مقاله و حرف منتشر کنن اینکار شاید کمی به دور از جوانمردی باشه. به همین دلیل هم در کامنت اول گفتم که بزرگترین معضل الان این نیست که استدلال کدوم ما قویتره. بزرگترین معضل شرایط نابرابر در حرف زدنه. یکی از این شرایط نا برابر هم همینه که گفتم. ببخشید که پرحرفی کردم.

محسن

راستش من علاقه ای به ادامه این بحث ندارم اما از اونجا که شما دوباره بعد مدتها ترجیح دادید که پاسخی برای نظر من بفرستید فقط میخوام بگم که زمان بین ما و شما قضاوت خواهد کرد. وقتی گفتیم این دولت دزد ه همه حمله کردن که بیخود میگید. حالا فقط در دو قلم که بیرون اومده ۳۰۰۰+۱۰۰۰ میلیارد تومن اختلاس شده که فکر کنم کل اختلاسهای ایران از زمان مادها تاکنون اینقدر نبوده! وقتی گفتیم این آدم صبح تا شب دروغ میگه به ما گفتن که این اتهام زدن هستش و غیر اخلاقی و غیرشرعی. حالا دادستان کل کشور میگه که تمام حرفهای احمدی نژاد دروغه. وزیر خارجه کشور میگه احمدی در ۲۰ سطر ۲۴ دروغ گفته. میدونم که الان میگید این حرفها ربطی به نوشته ما نداره و این نوشته فقط در مورد انتخابات ه! اما فقط خواستم یادآور بشم که خانه از پای بست ویران است. شما به دفاع از این سیستم سراسر بیمار ادامه بدید و من هم باهاش مخالفت میکنم و همونطوری که گفتم زمان بین ما قضاوت میکنه همونطور که تا حالا کرده

محسن

تمایل دارم جواب شما رو به سبک خود شما به اینگونه بدهم. زمان نشان داد که شیوه استدلال شما بسیار سست است. یکبار دیگر استدلالات ضعیف خود در پاسخ سوالات من رو بخوانید. اگر استدلال بهتری پیدا کردید که لااقل خودتان را قانع کند مرا خبر کنید. موفق باشید.

محسن

کاملا موافقم که گفتگوی ما اینجا ثبت شده و بهتر است که دیگران بخوانند. در مورد جوابها هم مسلما جواب شما از نظر شما قانع کننده است! حرفهای من نیز از نظر خودم. دقت کنید که چون شما همیشه نفر دوم بودید کسی که جواب میداد شما بودید. من مطالبی رو عنوان کردم و شما جواب دادید نه بالعکس. حال باید دید که این جوابها چقدر قانع کننده است. بگذاریم به عهده دیگران که تصمیم بگیرند. تنها بخشی از حرف شما که حق دارید نوشتن نقد مقاله است که واقعا تصمیم به نوشتن داشتم اما بسیار کار وقت گیری است و حوصله ام نشد (حداقل تا الان) البته شما اگر دوست دارید بذارید به حساب اینکه دلایلم سست بود و نتوانستم. منظور از پیدا کردن مقاله رو هم نمیفهمم. چون این کاری هست که شما کرده اید. در واقع شما مقالاتی که درمورد تقلب بوده رو جمع آوری کرده و تک تک سعی در رد آنها داشته اید. پس اگر من قرار باشه چیزی بنویسم نقد مقاله شماست نه همون مقالات قبلی که یکبار جواب داده شده! در ضمن یک عذرخواهی هم باید بکنم چون این سبک بحثی که ما داشتیم (و من هم یک طرف اون بودم) کمی از حالت منطقی خارج شده و این درست نیست.

یکی از هزاران

اگه کلا جای موسوی با احمدی نژاد رو عوض کنیم، بازم حاضری با همین موضوع ملاقه المی بنویسی دکطر؟!