چند کلمه در مورد یازدهمین انتخابات ریاست‌جمهوری

جمعه 24 خرداد 1392، یازدهمین انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شد و از صبح شنبه وزارت کشور نتایج را به تدریج اعلام کرد تا در نهایت حدود ساعت 9 شب نتایج نهایی شمارش آرای انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد:

به گفته وزیر کشور میزان مشارکت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری 72/7 درصد بود و 36704156 رأی مأخوذه آقای حسن روحانی با کسب 50/7 درصد آراء در دور اول اکثریت مطلق آراء را کسب کردند.

حضور نام‌زدهایی که مدعی تقلب گسترده در انتخابات سال 88 شده بودند و یا دست کم هم‌راه و هم‌دل مدعیان رسمی تقلب بودند برای من سؤال‌برانگیز بود؛ ره‌بری، شورای نگهبان، بسیج، صدا و سیما و دولت مجری انتخابات که همان قبلی‌ها هستند. البته دولت نهم را دولت آقای خاتمی برنده انتخابات اعلام کرده بود ولی دولت اخیر از دید این افراد هم در سابقه خود مرتکب تقلب گسترده شده بود و هم برآمده از تقلب بود! این بار خبری هم از کمیته صیانت از آراء نبود.

پس با چه منطقی این افراد وارد عرصه رقابت شده بودند؟ آیا نام‌زدی که از آقایان موسوی و کروبی به نیکی یاد می‌کند، اگر به عنوان برنده اعلام نشود، مشابه همان برنامه سال 88 را اجرا نخواهد کرد؟

در مناظره سوم، دکتر حداد عادل سؤالی از دکتر عارف پرسید که بدون جواب ماند:

«از شما که دوست بنده و هم‌نشین من در مجمع تشخیص مصلحت نظام هستید سؤال دارم که شما در مقابل فردی که آمد در تبلیغات انتخاباتی خود مرتب دم از قانون می‌زد دیگران را دروغ‌گو می‌دانست و اظهار می‌کرد که نباید دروغ گفت و باید قانون را رعایت کرد و پس از برگزاری انتخابات همان روز جمعه قبل از باز شدن در صندوق‌های رأی خبرنگاران را دعوت کرد و اعلام کرد که من رئیس جمهور شدم، آیا این رفتار خلاف قانون بیّن بود یا خیر؟ آیا با این اقدام هواداران خود را تحریک نکرد و زمینه فتنه و آشوب را فراهم کردند و آیا پس از آن‌که تهمت تقلب به نظام زده شد و ره‌بری فرمودند نظام جمهوری اسلامی اهل تقلب نیست. چرا جناب‌عالی سکوت کردید؟ آیا اگر صحبت می‌کردید و از حق دفاع می‌کردید و می‌گفتید تقلب نشده اشکالی داشت. آیا اگر با آن دوستتان که مورد تأیید آقای خاتمی نیز بود می‌گفتید که نباید شما قبل از باز شدن در صندوق‌ها اعلام می‌کردید که من رئیس‌جمهورم، چرا شما سکوت کردید بنده سکوت نکردم چه اشکالی داشت و این حرف‌ها را همان موقع زدم و همین الان اعلام می‌کنم.»

من مشتاق شنیدن جواب این سؤال هستم. دیگر این‌که دوست دارم از آقای موسوی بپرسم شما که فرمودید «مستندات واصله حاکی از آن است که رأی اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمت‌گزارشان بوده است»، این مستندات چه بوده است و چرا هیچ‌کدام را ارائه نکردید؟

می‌خواهم به این سؤال‌های بی‌پاسخ چند سؤال بی‌پاسخ دیگر را اضافه کنم که جنبه آماری  دارد.

خطی بودن نمودار: آراء مهندسی شده است!

حتماً به یاد دارید که اولین دلیل آماری اثبات تقلب این بود که نتایج اعلام شده توسط وزارت کشور، با خطای ناچیز بر روی یک خط قرار می‌گیرند. آقای کروبی نیز در نامه‌ای به شورای نگه‌بان این مطلب را این‌طور بیان کردند:
«نحوۀ اعلان و نسبت آراء در ۹ یا ۱۰ مرحله از سوی وزارت کشور نشان‌دهندۀ وجود فرمولی مشخص و از پیش‌تعیین‌شده برای آراء نام‌زدهاست.»

هر چند ام‌سال ظاهراً کسی علاقه‌ای به این موضوع نداشت ولی دیدن نمودار آراء شمارش‌شده در مقابل آراء آقای روحانی می‌تواند خاطره آن روزها را زنده کند!

این آیا نشانه مهندسی ناشیانه آراء است یا فقط چهار سال پیش چنین معنایی می‌داد؟! (تصویر بزرگ‌تر را از این‌جا بردارید!)

البته من در مقاله‌ام نشان داده‌ام که خطی بودن نمودار آراء هر چند شاید برای برخی عجیب باشد ولی طبیعی است و به کمک قضایایی در آمار کم و بیش قابل اثبات است.

چند سؤال دیگر:

  • آیا در انتخاباتی که بتوان به‌راحتی 11 میلیون تقلب کرد، نمی‌توان 300 هزار رأی را جابه‌جا کرد؟
  • آیا مشارکت 85 درصدی از مشارکت 73 درصدی کم‌تر است که دومی موجب استحکام مردم‌ساری در کشور می‌شود و اولی نمی‌شود؟
  • آیا داشتن 63 درصد آراء از 85 درصد شرکت‌کننده، از 51 درصد از 73 درصد شرکت‌کننده کم‌تر است که دومی یک پشتوانه عظیم ملی است ولی اولی نیست؟

البته هیچ‌کدام از این سؤال‌ها به معنای تشکیک در پیروزی آقای روحانی نیست و طبیعی است که هر که نظام و ساز و کارهای آن را قبول دارد باید ایشان را رئیس‌جمهور کشور بداند. سؤال در مورد یک بام و دو هوا بودن برخی سیاست‌مداران و اهالی علم و دانش و دانش‌گاه است.

دموکراسی چیست؟

با مقایسه برخورد برخی با نتایج انتخابات در دو دوره اخیر و موضع‌گیری‌های دیگرشان، می‌توان گفت که «دموکراسی» در نظر ایشان معنای خاصی می‌دهد:

نگاهی به برخورد غربی‌ها، خصوصاً امریکایی‌ها و دفاع آن‌ها از دموکراسی در جهان بیندازید تا بفهمید که از نظر آن‌ها یک کشور دموکراسی دارد اگر با غربی‌ها دوست باشد هر چند حکومتش سلطنتی باشد و با کودتا بر سر کار آمده باشد و دموکراسی ندارد اگر با غربی‌ها دوست نباشد هر چند نوع حکومتش، قانون اساسی‌اش و همه نهادهای حکومتی‌اش متکی بر رأی مردم باشد.

از نظر داخلی یک نفر رئیس‌جمهور منتخب مردم است اگر و تنها اگر منتخب آن‌ها باشد و مهم نیست که چند درصد رأی بیاورد!

چند جمله تکمیلی

تا این لحظه که کم‌تر از یک روز از نوشتن این یادداشت می‌گذرد حدود 2000 بازدید از آن شده است و تعدادی زیادی از بازدیدکنندگان در قسمت نظرات چند سطری نوشته‌اند. نظرات اکثراً منفی است و طبیعتاً برخی با کمی توهین هم‌راه است. من همه را خوانده‌ام و إن شاء الله بقیه را نیز می‌خوانم و نظرم را در مورد برخی در ذیل آن‌ها نوشته‌ام و می‌نویسم.

چند سال پیش که مقاله‌ام در مورد تقلب را منتشر کردم نیز بسیاری از افراد ترجیح دادند بدون مطالعه مقاله و نقد محتوایش، وارد میدان شده و نویسنده را محکوم و منکوب کنند.

من نظر خود را برای بی‌پایه بودن دلایل مطرح‌شده برای اثبات تقلب همان‌جا مفصل  توضیح داده‌ام و سعی کردم آن را با دادن پاسخ به سؤال‌های مطرح‌شده و نامه‌هایی که دریافت کرده‌ام تکمیل کنم؛ در خانه اگر کس است یک حرف بس است و من ده‌ها برابر مقدار لازم نوشتم و دلیل آوردم.

به نظر من بحث منطقی با کسی که در این چهار سال فقط دلایل تقلب را در ذهن مرور کرده و حاضر نشده پاسخ دیگران را مطالعه کند فایده‌ای ندارد و انتخابات فعلی نیز برای چنین کسی چیزی را ثابت نمی‌کند.

سرعت درج نظرات مخالف خیلی بالاتر از توان و فرصت من برای پاسخ است. از شمایی که می‌خواهید نظر بدهید ممنونم، ولی اگر حال خواندن مقاله‌ام را ندارید دست‌کم نظرات درج‌شده و پاسخ من به آن‌ها را مطالعه کنید. مدتی بعد از نظر دادن هم سری بزنید شاید من و یا دوست دیگری پاسخی به شما داده باشد که ارزش خواندن داشته باشد. اگر هم میل داشتید، جواب سؤال‌هایی که سه سال است پاسخی برایشان نشنیده‌ام را بدهید:

  • آقای مهندس موسوی که قبل از شمارش آراء فرمودند «مستندات واصله حاکی از آن است که رأی اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمت‌گزارشان بوده است» آیا راست گفتند؟ چرا نه به شورای نگه‌بان، نه به خبرنگاران و سایت‌ها و نه در بیانیه‌های خود به مردم، هیچ‌گاه حتی یک مورد از این مستندات را ارائه نکردند؟ آیا مستندات مذکور مانند آن‌هایی بود که خانم رهنورد به بی‌بی‌سی گفتند: داماد لرستان؟

امیدوارم یکی از دوستان بدون این‌که سؤال‌کننده را زیر سؤال ببرد با آرامش و صداقت جواب بدهد. جواب «نمی‌دانم» هم قابل قبول است.

/ 114 نظر / 55 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

(ادامه) فارس‌نیوز در روز شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۲ در بالای سایتش نتایج را لحظه به لحظه اعلام می‌کرد، ولی در زمانی که من در بعد از ظهر سایت فارس را دیدم، آرای باطله صفر بود! آیا متقلبان فراموش کرده بودند که آرای باطله‌ای هم باید وجود داشته باشد؟ با مراجعه به آرای بخش به بخش منتشر شده در سایت وزارت کشور، تناقض‌های زیادی به چشم می‌خورد. به عنوان مثال، چطور ممکن است در دو بخش از یک شهرستان، یا در شهرستان‌های مجاور از یک استان، آرای نامزدها اینقدر متفاوت باشد؟ در شهرستان قلعه‌گنج استان کرمان آقای جلیلی اول شد در حالی که در سایر شهرستان‌های این استان، آقای روحانی اول اعلام شده است! ممکن است هر یک از (بیش از ۱۰) دلایل فوق به تنهایی مبنی بر تقلب نباشند اما آیا مجموعهٔ آن‌ها این احتمال را به ذهن متبادر نمی‌کند که روحانی برندهٔ واقعی انتخابات نبوده است؟! چقدر احتمال دارد که همهٔ آن‌ها با همدیگر پیش بیایند و تقلبی رخ نداده باشد؟

محمد

(ادامه) البته باز هم سعی می‌کنم دلایل مبنی بر «تقلب» در انتخابات امسال را تا حدی که به ذهنم می‌رسد بنویسم. فکر کنم بد نباشد کم‌کم به فکر تهیهٔ یک گزارش ۳۷۰ صفحه‌ای از دلایل تقلب در انتخابات ۹۲ باشیم! دلیل دیگری که به نظر می‌رسد، تعداد غیرعادی آرای باطلهٔ امسال است. بیش از ۲٫۵٪ از کل آرای اخذ شده (نزدیک به یک میلیون رأی) امسال جزو آرای باطله حساب شده است، که حتی از دو برابر آرای آقای غرضی نیز بیشتر است. آیا این - در کنار سایر دلایل ذکر شده - نشانهٔ روشنی مبنی بر تقلب نیست؟

لسانی

سلام آقای نقشینه راجع به این سوال که چرا موسوی خود را برنده انتخابات خواند شاید موسوی اینگونه نبود که برنامه اعلام تقلّب را خود چیده باشد یا حسّی یک حرفی زده باشد بلکه شاید واقعاً اطلاعاتی کاملاً جعلی و دروغ مبنی بر برنده شدن و بیشتر بودن آرایش به دستش رسیده بود. ولی بعدها که احتمالاً متوجّه شده بود که این اطلاعات دروغ هستند دیگر در برابر عمل انجام شده خود قرار گرفته بود و جرات نداشت که حرفش را پس بگیرد. بعلاوه اینکه آنقدر دلایل و فضای احساسی مبنی بر قطعی بودن تقلّب ارائه شده بود و آنقدر فضا عوض شده که مسائل دیگری مثل اتفاقات خیابانها مسائل مهم شده بودند که از نظر او دیگر مهم نبود که دلایل اوّلیه دروغ بودند.

لسانی

(ادامه) دلیل اینکه می گویم شاید اطلاعات جعلی و دروغ به دستش رسیده بود و واقعاً فکر می کرد که برنده شده است این است که دو تا از بچه‌ها که من می شناختم دقیقاً به چنین حالتی دچار شده بودند و یکیشان که دوست صمیمی بودیم و در یکی از ستادهای خیلی بالای موسوی فعالیت می کرد می گفت که روز بعد از انتخابات اکسلی به نام اینکه مجموع آرای ناظران موسوی است به ما نشان دادند که در آن آرای احمدی نژاد حتّی کمتر از آرای کرّوبی بود! بنابر این ما مطمئن شدیم که نتایج انتخابات عوض شده است... ولی اینکه منبع این دروغها و جعلها چه کسی و با چه سازماندهی بوده است خیلی سوال مهمّی است. بعید نیست حتی اگر دست بیگانگان در این کار بوده باشد...

لسانی

سلام من ایمیلی توضیح بیشتر خواستم اما خیلی علاقه مند به بحث ایمیلی در این زمینه نبودند. اجمالش تاجایی که من یادم هست همین بود که ایشان در ستادی که به اسم ستاد خاتمی معروف بود کار می کردند و آن اکسل را هم نفر بالاتر در ستاد آورده بودند و نشان داده بودند و بعد هم که دیگر ستاد تعطیل شده بود و دیگر هرگز دسترسی به آن اکسل نداشتند.

بهزاد ا

سلام آقای نقشینه. مرتبط با چیزی که آقای لسانی نوشتن، آقای حمزه غالبی (معاون جوانان ستاد انتخاباتی آقای موسوی) یه چیزی در فیلم «بیست و چندم خرداد» (پخش‌شده از بی‌بی‌سی) گفته: «بعد از کنفرانس [خبری آقای موسوی] یکی از کسانی که جایگاه خیلی بالایی داره توی سپاه پاسداران اونجا بود. اون به من گفتش که به مهندس بگو که تنها راهی که می‌شه جلوی ادامۀ این روند رو گرفته [اینه که] همین امشب مردم بیان بیرون.»

بهزاد ا

به نظر من اگر هدف یا یکی از اهداف این فیلم اثبات تقلب بوده، در این هدف کاملاً ناموفقه! فیلم چندان ارزشمندی نیست. اما در مورد این یک نکته‌ای که می‌فرمایین، کاملاً ممکنه آقای غالبی ملاحظاتی داشته بوده باشه که اسمی از اون آدم نبره؛ از حرف زدنش به نظر می‌رسید اون آدم رو می‌شناسه. درمورد بقیۀ موارد اسم نبردن، حضور ذهن ندارم. اما این احتمال رو شاید بشه در اون موارد هم داد.

بهزاد ا

سلام. ممنونم بابت جمع‌آوری این‌ دسته از نقل‌قول‌های بدون نام. بله، نمی‌تونم دربارۀ بقیۀ مواردی که آوردین، احتمالی رو که دربارۀ حرف آقای غالبی قائل بودم، قائل شم. اما همچنان دربارۀ همون یک حرفی که سرش بحث داشتم، این احتمال به نظرم «استفاده افراطی از إن شاء الله گربه است» محسوب نمی‌شه. بپذیرین که اسم بردن از اون مسئول سپاه هزینۀ خیلی زیادی رو برش تحمیل می‌کنه؛ بنابر روایت آقای غالبی، این شخص بدون اینکه از کسی دستور یا اجازه داشته باشه رفته این حرف رو زده - برخلاف بقیۀ مواردی که نقل کردین. بله، من هم بعد دیدن اون فیلم همین چیزی که شما نوشتین به نظرم رسید؛ اینکه محکم‌ترین دلایلی که برای اثبات تقلب وجود داشته و دارن، همین‌ دلایل ضعیف و قانع‌نکننده هستن.

محمد

در ادامهٔ دلایل تقلب در انتخابات ۹۲ (دوستانی که در جریان نیستند لطفاً نظرات قبلی من را ببینند) به نقل از سایت مشرق (هنوز خودم تحقیق نکردم) «در حالی که مدعیان تقلب در سال 88 برای اثبات مدعای خود به صندوق‌هایی استناد می‌کردند که 100 درصد آرای آنها به نفع یک کاندیدا بوده است، در این دوره نیز در هشت استان کشور که شامل 17 شهرستان بوده، 97 شعبه رأی وجود داشتند که در آنها آرای صددرصدی وجود داشته است. محسن رضایی در خوزستان، چهارمحال و کهکیلویه بیشترین رأی صددرصدی را داشته و سپس حسن روحانی در جایگاه دوم صندوق‌های صددرصدی قرار دارد.» «یکی دیگر از مستندات مدعیان تقلب در سال 88، آرای بالاتر از واجدان شرایط در برخی شهرستان‌ها بود که در این دوره هم در نزدیک به 40 حوزه تکرار شد و اتفاقاً در این حوزه‌ها هم رای حسن روحانی از میانگین 51 درصد بالاتر بود. در دوره گذشته هم اعلام شده بود که شهرهای مسافرتی، ییلاقی، دانشجویی، دارای پادگان های نظامی و زیارتی علت این افزایش آرا بوده است.» منبع: http://www.mashreghnews.ir/fa/news/235592/%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AC%D8

بهزاد ا

آقای محمد و آقای نقشینه، سلام! لطفاً اگر پستی منتشر می‌کنین با مضمون «دلایل تقلب در انتخابات 92»، از به کار بردن «!!!»، «؟!!!؟!» و امثالش، و همچنین لحنی که حس تمسخر در مخاطب ایجاد کنه، پرهیز کنین. مخاطب چنین پستی قاعدتاً معتقدان به تقلب در انتخابات 88 هستن. اگه قراره اونا اون متن رو بخونن، نباید باعث رنجششون شد.