افسانه «تظاهرات میلیونی ٢۵ خرداد ١٣٨٨»

در مقاله‌ای که سال گذشته با عنوان «انتخابات، آمار و تقلب» نوشتم برخی از دلایل مدعیان تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری را نقد کردم. اکنون تصور می‌کنم یکی از مهم‌ترین قسمت‌های آن مقاله، پنج صفحه‌ای است که با عنوان «شمارش خیابانی در راه‌پیمایی دوشنبه ۲۵ خرداد» به ادعای میلیونی بودن آن رخ‌داد اختصاص دادم.

تصویری از تظاهرات 25 خرداد 1388

بسیاری از فریب‌هایی که با سوء استفاده از علم آمار و ناآگاهی بسیاری از تحصیل‌کرده‌ها گسترش پیدا کرد، شاید عمر چندانی در ذهن جامعه نداشت ولی عاملی شد تا این ادعا که در روز ٢۵ خرداد سه میلیون نفر در اعتراض به انتخابات از میدان انقلاب تا میدان آزادی تظاهرات کردند به‌تر جا بیفتد. اکنون نیز کافی است با استفاده از گوگل کلمات {انتخابات "٢۵ خرداد" میلیون} را جست‌وجو کنید تا ببینید که طرف‌داران جنبش سبز چه‌گونه از این دروغ به‌عنوان حقیقتی بدیهی یاد می‌کنند و تلاش می‌کنند که هیچ خدشه‌ای به آن وارد نشود.

جهت تشویق شما به مطالعه این بخش از مقاله‌ام سرفصل مطالب آن را این‌جا ذکر می‌کنم:

  • یادداشت دکتر احمد شیرزاد (استاد فیزیک، نمایندۀ اصلاح‌طلبان در مجلس ششم و از مخالفان آقای احمدی‌نژاد) در ژوئن سال ٢٠٠٧ میلادی (١٣٨۶)، با عنوان «بیش‌انگاری تعداد شرکت‌کنندگان در تجمعات» در توضیح این‌که چه‌گونه باید با محاسبه مساحت و تراکم، جمعیت را تخمین زد.
  • روایت دکتر شیرزاد، از مشاهدات خود از راه‌پیمایی دوشنبه ٢۵ خرداد.
  • اشاره به این‌که روزنامه اعتماد ملی، همان روزها، به نقل از یک نمایندۀ اصول‌گرای مجلس، بدون ذکر نام، نوشت که محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، در گزارشی که در جلسۀ غیرعلنی مجلس قرائت شده اعلام کرده که بر اساس محاسبات انجام‌شده توسط شهرداری تعداد حاضران در راه‌پیمایی بیش از سه میلیون نفر برآورد می‌شود. البته روز سی خرداد ۱۳۸۸، خبرگزاری فارس اعلام کرد که روابط عمومی شهرداری تهران هرگونه گزارش توسط آقای قالیباف به مجلس دربارۀ این تظاهرات را تکذیب کرده است.
  • بررسی مساحت نواحی مرتبط به رخ‌داد ٢۵ خرداد: غرب میدان آزادی تا میدان انقلاب: ٢٣۴٠٠٠ مترمربع، میدان انقلاب تا میدان فردوسی: ٧۵٠٠٠ مترمربع، میدان فردوسی تا شرق میدان امام حسین (ع): ٨١٠٠٠ مترمربع.
  • جمع مساحت سه ناحیۀ ذکرشده در جدول ٣٩٠ هزار مترمربع است و در نتیجه اگر در این محدوده سه میلیون نفر جمع شوند تراکم از میدان آزادی تا میدان امام حسین (ع) باید تقریباً برابر ٧.٧ نفر در مترمربع باشد و اگر برای عرض بدن یک نفر نیم متر جا در نظر بگیریم، هر نفر باید در مستطیلی به طول نیم متر و عرض ٢۶ سانتی‌متر بگنجد!!
  • اگر در تمام این محدوده، یعنی از غرب میدان آزادی تا شرق میدان امام حسین (ع)، تراکم را ۴ نفر در مترمربع (!) فرض کنیم، که دکتر شیرزاد گفته‌اند چنین تراکمی از تقاطع جیحون تا میدان آزادی  وجود داشته است، جمعیت حدود یک میلیون و ششصد هزار نفر خواهد بود. این‌ها تخمین‌هایی است که به وضوح بسیار بیش‌تر از تعداد واقعی است.
  • بررسی برخی تصاویر مربوط به ٢۵ خرداد ١٣٨٨.
  • نتیجه: حداکثر ۶٢۴ هزار نفر در آن روز راه‌پیمایی کردند. البته اگر بخواهیم نظرات دکتر شیرزاد در سال ١٣٨۶ را معیار قرار دهیم باید بگوییم چون جمعیت در حال حرکت بوده است پس تراکم به یک نفر در مترمربع هم نمی‌رسیده و نتیجه آن این است که بگوییم جمعیت در آن روز، حتی اگر از میدان میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی گسترده بوده باشد، کم‌تر از ٣٩٠ هزار نفر بوده است.
  • بررسی این سؤال: چه جمعیتی باید در آن راه‌پیمایی شرکت می‌کرد تا نشان دهد که نتایج اعلام‌شده توسط وزارت کشور در مورد شهر تهران پذیرفتنی نیست؟
  • پاسخ: در نگاهی سخت‌گیرانه اگر جمعیت معترضان به ۴ میلیون هم می‌رسید با فرض درستی نتایج قابل توجیه می‌بود.
  • در ۲۶ آبان ۱۳۸۸ آقای سیدمحمد خاتمی در دیدار با جمعی از دانش‌جویان دانش‌گاه‌های تهران در مورد راه‌پیمایی ٢۵ خرداد گفت: «مردم سالم‌ترین و نجیبانه‌ترین حرکت را از خود نشان دادند که نشانۀ بلوغ در رشد این ملت است، صدها هزار نفر از مردم بسیار آرام و بدون سامان‌دهی آمدند و اعتراض ساده‌ای کردند.».
  • خبرگزاری آلمانی دویچه‌وله، خبر راه‌پیمایی دوشنبه ٢۵ خرداد را چنین منعکس کرد: «تجمع مسالمت‌آمیز معترضان به نتایج انتخابات، با شرکت صدها هزار نفر از مردم تهران برگزار شد. میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی در این تظاهرات حضور داشتند.»

شاید لازم باشد مانند ماجرای هولوکاست در غرب، که زیر سؤال بردن «کشتار ۶ میلیون یهودی به دست آلمان نازی» جرم است، جنبش سبز نیز زیر سؤال بردن عدد سه میلیون را غیرقانونی و خیانت اعلام کند! شاید اکنون نیز چنین باشد. آیا کسی از طرف‌دارن جنبش سبز صریحاً این دروغ بزرگ را زیر سؤال برده است؟

/ 64 نظر / 197 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بیطرف

سلام من به تازگی موفق به خواندن مقاله شما شدم. به نظر من کل مقاله شما واستدلال های ذکر شده در آن بیانگر این است که نمیتوان بنا به دلایل ذکر شده تقلب در انتخابات را اثبات کرد. این تنها چیزی است که می توان نتیجه گرفت. دلایل شما بنا بر استلال خودتان هرگز نتیجه نمیدهد که میتوان عکس آن را نتیجه گرفت.در جایی به مقاله دکتر شیرزاد اشاره کرده و این که ایشان چگونه تحت تاثیر احساسات حرف خود را نقض کرده اند اما نهایتا خود شما و همکارانتان هم از این احساسات و پس زمینه های فکری مستثنی نبوده و مقاله خود را به گونه ای نوشته اید که در نهایت خواننده را به این سمت هدایت میکند که اساسا تقلبی در انتخابات شکل نگرفته در حالی که عدم قطعیت یک پیشامد به معنی قطعیت پیشامد مکمل آن نیست. شما هم از همان روش مورد نقدخودتان بهره بردید و این ممکن است یک بررسی علمی باشد ولی هرگز یک بررسی بیطرفانه نیست. و اما مطلب بعد که ارتباط مستقیمی با مقاله شما ندارد و به طرز تفکر شما مربوط است. همه چیز را نمیتوان با روش علمی تایید یا رد کرد. در پذیرش حقیقت گاهی هیج چیز جز گوش دادن به صدای وجدان و ندای قلب نمیتواند ثمر بخش باشد. نگاه کردن به مسایل از نگاه

بیطرف

سلام من قصد بحث کردن با شما را ندارم. فقط خواستم اشاره کنم بر خلاف ادعای شما این یک مقاله ی بی طرفانه و صرفا علمی نیست. به نظرم پاسخ شما به من نشان میدهد که قسمت علمی هم بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته و اساسا شما از ابتدا نتیجه خود را گرفته بودید و سپس به دنبال دلایلی برای پذیرش آن از سوی دیگران گشتید. در مورد اینکه فرمودید مگر میتوان ثابت کرد که در انتخابات دیگر تقلب رخ داده است. بله میتوان عدم اعتراض به نتایج انتخابات خود گواه تایید انتخابات و درستی آن است مانند چیزی که در کشورهای دیگر و انتخابات های دیگر در کشور خودمان اتفاق افتاد. ولی وقتی ادعایی از سوی بخشی از مردم رای دهنده هرچند به زعم شما اندک مبنی بر تقلب در انتخابات صورت گرفته میبایست این شبهه برطرف شود و عدم صحت آن ادعا اثبات گردد. به مورد خوبی اشاره کردید درستی مدرک تحصیلی این همان چیزی بود که در مورد مرحوم کردان اتفاق افتاد از میان این همه تحصیل کرده عده ای نسبت به مدرک ایشان تردید داشتند. این وظیفه ایشان بود که در مجلس از حیثیت خود دفاع کنند پس نمیتوان این گونه استدلال کرد که چون مثلا صرف اینکه برخی نماینده ها به دلیل خصومت با دولت این ادعا را مطرح

بیطرف

سلام با تشکر از پاسخ شما. اول این توضیح را بدهم که من خودم را بیطرف نامیدم زیرا در انتخابات به آقای رضایی رای دادم و اعتقاد دارم که وقوع یا عدم وقوع تقلب تاثیری در نتیجه کاندیدای من نداشت. از این رو تنها به عنوان ناظر به حوادث بعد از انتخابات نگریستم. انتفاد من به مقاله شما البته بعد از خواندن آن به نحوه نتیجه گیری شما بود. رسیدن از جز به کل و اینکه با اثبات عدم وقوع یک سری پیشامد وقوع پیشامد مکمل آن رانتیجه گرفته اید. به نظر من بهتر بود شما دلایل را مطرح میکردید و نتیجه گیری را به عهده خواننده می گذاشتید. دیگر وقت شما را نمیگیرم. موفق باشید

daneshju

سلام دکتر من سال89 مقالتونو خوندم و از اون موقع هر چند وقت یه بار که بحث های سیاسی اون روزها مجددا مطرح میشه یه سوال همیشه در ذهن من و همفکرام در مورد شما مطرح میشه ،میدونم شاید جایه پرسیدنش اینجا نیس ولی متاسفانه جای درستشم نمیدونم چرا این مقاله رو نوشتید؟به نظرشما تعداد آدمهایی که با این مقاله نظرشون راجع به تقلب عوض شد بیشتراند یا تعداد کسانی که بعدخوندنش با شما دشمن شدن و قضاوتهای عجیب و غریبی راجع به شما کردن و حتی شخصیت علمی شما رو زیر سوال بردن؟یا حتی اگر به آدمای این دسته بندی وزن(عوام یا نخبه)بدیم وزن کدوم بیشتره؟به نظرتان اگر این صحبت ها و استدلال ها در جمع های کوچک مطرح میشد و به طور علنی در روزنامه یا وبلاگ چاپ نمیشد تاثیر بهتری نداشت وشما از اینگونه مطرح کردنش پشیمون نیستید؟ فک نمیکنید اگر اون زمان این مقاله رو علنی نمیکردید الان و هر وقت دیگه در موردتون پیشاپیش قضاوت نمیشد و تاثیرگذاری بیشتری داشتید؟

daneshju

واقعیت این است حرف هایی که در موردتون زده میشه واقعا حتی شنیدنش برای ما که شما رواز نزدیک میشناسیم و نه تنها نسبتا صادق بلکه صادق ترین و درستکارترین انسانها شناختیم آزار دهندس !حرفایی که شخصیت علمی شما رو زیر سوال میبره.به نظرتون بهتر نبود بعد از اینکه هیئت علمی دانشگاه شدید این مقاله منتشر می کردید که گفته نمیشد شما(شرمنده از این عبارت استفاده میکنم) برای خوش خدمتی به نظام اینکارو کردید و بابت این خوش خدمتیه که الان عضو هیئت علمی هستید و (بازم شرمنده) لیاقت این جایگاهو ندارید و اگه این مقاله رو نداشتید دو شغل که هیچ یک شغل هم نداشتید؟

daneshju

این مقاله قسمت اعظم شهرت شما شده و شاید برخی بدون اینکه شما روبشناسن به این دلیل بی ارزش که وقتی اسم فارسیتونو تو گوگل سرچ میکنیم اولین چیزهایی که میاد همین مقاله اس نه دیگر مقاله های علمی شما بگن این آدم سیاسیه و هیچ مرتبه علمی نداره وبه واسطه لیاقت علمیش نیس که اینجاس!مگر نمیگید که با نام منتشر کردین که "برخی که من را می‌شناسند، اگر من را نسبتاً صادق می‌دانند، می‌توانند به نوشته‌ام بیش‌تر اعتماد کنند و مثلاً شک نکنند که من عرض فلان خیابان را به‌دروغ گزارش کرده‌ام." پیشنهاد من این بود که در جمع های همین "برخی که من را می‌شناسند" مطرح میشد چون بیشتر تاثیر گذاری روی همین عده بوده اسم اینکار هم به نظرمن بزدلی نیست فقط فریاد نزدن شجاعت ذاتی انسانی چون شماس و اندکی احتیاط برای "در معرض تهمت" و "اهانت "قرار نگرفتن و "دشمن تراشی" نکردنس و یک جا خرج نکردنه تاثیرگذاریه که گمان نمیکنم از هیچ دیدگاهی غیر اخلاقی باشه.

daneshju

مگر برخی اساتید و دوستان شما در شریف که هم عقیده شما بودند و مثل شما ابراز عقیده علنی نکردند تاثیرگذاری در معرض نابودی دارند یا خیر در جایگاهی که لیاقتش را دارند(برخلاف شما که جایتان بالاتری از این است که الان هستید) هستند و کار علمی خود را میکنند و روی دانشجویان بیشتری اثر گذارند چون مورد پیش داوری نیستند؟میدونم که شاید خیلی از این حرفها ارزش پاسخ دادن هم نداره و شاید در شانتونم نیس که به این چیزا حتی فک کنید ولی واقعا به جواباش احتیاجه دکتر....

daneshju

سلام دکتر.من کاملا شمارو میشناسم و میدونم خدمت به نظام برایتان ارزش است پوزشم بابت عبارت خوش خدمتی به معنای منفی آن بود.گمان میکنم منم اسفند88مقالتونو خوندم اون موقع رو وبلاگ بود مد نظر اونها احتمالا این بوده.شاید برای شما مهم نباشد و بگوئید مشکل آنهاس این همه بی منطقی ولی خودتونم میدونید این آدمها کم نیستن و تخریب کننده شماو حتی شخصیت علمی شمان امیدوار بودم با جوابایی که از شما میگیرم بتونم در حد توانم برخی ازاین انسانهارو قانع کنم تا شایدآنها نیز کمی بیشتر از حضورعلمی تون در دانشگاه استفاده کنند.معذرت میخوام اگرباعث کدورت خاطرشماشدم دکتر.

سلام

درورد درست متوجه نمیشوم که منظور مد نظر شما چیست،مثلا وقتی آمار شرکت در راهپیمایی 22 بهمن رو هم منتشر میکنند شما این محاسبات رو انجام میدید؟مثلا در محاسباتتون این نکته که اگر مجوز یک راهپیمایی داده میشد و رسانه هایی هم بودند که اعلام میکردند که هر کسی نسبت به این مساله اعتراضی داره میتونه بدون ترس از باتوم و گاز اشکاور بیاد تجمع کنه هم بحساب میاد؟آیا واقعا این مقاله رو برای حق و حقیقت نوشتید؟آیا صرفا علمی است یا قصد و غرض دیگری هم دارد؟آیا مثلا تعداد نظرات منفی در همین وبلاگ رو محاسبه کردید؟در محاسباتتون چرا در نظر نمیگیرید که چند درصد موافق و چند درصد مخالف دارید؟

سامان

سلام. ممنون از تحلیلتون. می خواستم بدونم درباره ی عرض از مبدا نمودارها چه نظری دارید.